دل شسته ...

کانال تلگرامی مذهبی

کانال خدا 

         آیدی کانال   KHOODA@

برای ورود کلیک کنید 

سه شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۹

خانه اجاره ای

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

نگاه اول:

مستاجر که باشی احساس حضور موقت را با جان و دل درک میکنی...

مسکن نداری، آرامش و سکنت متزلزل است ولی یک گام در دل نبستن به دنیا جلوتری -اگر بخواهی- !

احساس اینکه همین روزها باید این خانه را نیز ترک کنی و آن را به صاحب خانه تحویل دهی تو را یک گام در درک اینکه هرچیزی صاحبی دارد و روزی باید این دارایی های موقتی ات را به صاحب اصلی اش تحویل دهی نزدیکترت می کند؛

بی فایده و حتی وبال خود دیدن اسباب و اثاث های غیر ضروری را به آغوش تفکرت می کشاند،

انگار همه کائنات دست به دست هم می دهند که مستقیم یا غیر مستقیم به تو بفهمانند اموال این دنیا نه تنها مایه آرامش نیستند بلکه اسباب عذاب و زیاد کننده زحمت و مایه اندوه و غصه در روز نقل مکان کردن است؛

گویی در حال بازی کردن نقش یک محتضر هستی در یک فیلم سینمایی بسیار طولانی...

 

 

 

نگاه دوم:

مستاجر که باشی می دانی یک روز خواهد آمد که باید خانه را به صاحبش تحویل دهی؛

وجدانت را که وسط بگذاری، درباره خانه ای که سالم و بدون هیچ لکه و آسیب دستت داده بودند چه نظری خواهد داد؟

حال به فرض سوالمان این را هم اضافه کنیم که صاحبخانه کسی بوده که در طول دوران سکونتت با محبت و لطف و عنایت برخورد کرده است، راهنما و خیرخواهت بوده و تمام امکانات لازم برای تمیز و سالم نگه داشتن و حتی امکانات و راهنمایی های لازم برای بهتر کردن زندگی در آن خانه را در اختیارت گذاشته باشد، تو را در روز موعود مقابل خود می نشاند و جوری حساب می کشد که مو لای درزش نمی رود، کوچکترین کوتاهی و خسارت را هم نمی بخشد؛

آن لطف و محبتش را چگونه پاسخ می دهی و این حساب کشیدنش را چگونه؟

مستأجری به یادت می آورد که روزی باید همه امکاناتی که الان دارایی می نامیش را تحویل دهی و در حالی که دستت از همه چیز و همه جا کوتاه است پای میز محاکمه بنشینی و حساب همه چیز را پس دهی؛

امام صادق علیه السلام: نفس خود را امانتی بدان که باید سالم برگردانی...(میزان الحکمة، ری شهری، ح 1152)

 

نگاه سوم:

مستأجر که باشی، نگاهی که به روند افزایش اجاره خانه ها بکنی از همان اول زندگی حساب کار دستت می آید که اگر پس اندازی نداشته باشی نمی توانی به فردای بهتر فکر کنی.

یاد میگیری بیخیال که باشی، کلاهت پس معرکه است؛

اگر توشه جمع نکنی، فردا حسرت گریبانت را می گیرد!

زندگی به سرعت در جریان است، اگر تو هم بر سرعت رشد خودت نیافزایی چشم باز میکنی و می بینی فرسنگها از کاروان عقب مانده ای و ...

 

 نگاه جامع:

مستأجر که باشی می فهمی اینجا جای تو نیست، تو اینجا ماندنی نیستی، جای دیگری سرای توست...

 امام کاظم علیه السلام در این­باره می­فرمایند: در دنیا همانند ساکن خانه­ای باش که مال او نبوده، همانا منتظر کوچ است.[1]

آدم که خوب نگاه می کند می بیند بلای مستأجری کلاس اخلاق سنگینی برایت می گذارد - اگر بخواهی-!

الحمدلله علی کل حال

 

************************

پ. ن : إمام كاظم عليه السلام : لَن تَكونوا مؤمنينَ حتّى تَعُدّوا البلاءَ نِعمَةً والرَّخاءَ مُصيبَةً ، وذلكَ أنَّ الصَّبرَ عِند البلاءِ أعظَمُ مِن الغَفلةِ عندَ الرَّخاءِ

شما هرگز مؤمن نباشيد مگر آن كه بلا را نعمت شماريد و آسايش و رفاه را مصيبت ؛ زيرا صبر بر بلا و گرفتارى ارزشمندتر است از غفلت در هنگام آسايش و خوشى .

جامع الأخبار : ۳۱۳ / ۸۷۰



[1] تحف العقول، ص398...... بحارالانوار، ج78، ص313، ح1

شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۴

سلام بر صادق آل محمد (ص)

بسم الله الرحمن الرحیم

 

شهادت امام صادق(علیه السلام) تسلیت...

پوستر یک حدیث بسیار کاربردی از امام صادق علیه السلام که به نظر بنده، جا داره همیشه جلوی چشممون باشه:

تم شهادت

 

تم عادی

 

(با ذخیره کردن عکس یا باز کردن آن در پنجره جدید میتوانید آن را در اندازه اصلی مشاهده کنید.)

صلی الله علیک یا جعفر بن محمد الصادق

التماس دعا...

چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۴

السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ

سلام بر تو ای دیده خدا در میان مخلوقاتش*

 

سلام بر شما! که بر لحظه لحظه زندگانی ما شاهد و مشرف هستید، و آنچه بر ما می گذرد از حالات و اعمال و خطورات در محضرتان عرضه می شود.

چه هوشیار و زیرک است آنکه می داند که شما ناظرش هستید و چشم از او بر نمی دارید؛ از مراقبت رفتار و گفتار و و اندیشه ها و نیات و خطورات قلبی اش لحظه ای غافل نمی شود؛

یاد اشراف و نظارت شما آرامشیست در اوج ابتلائات و امتحانات الهی و بر سر دوراهی صبر و شکوه؛

و علم به اینکه شما شاهد هر کار خوبمان هستید و گامی هرچند کوچک به رضای شما نزدیک می شویم شور و نشاط همه عمر را تأمین می کند.

و

زیرکی و هوشیاری؛ آرامش و طمأنینه؛ شور و نشاط؛

چقدر این روزها تقلبی شده اند...

 

 


*زیارت امام زمان -عجل الله تعالی فرجه- در روز جمعه

شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴

یا صاحب الزمان (عج)

بسم الله الرحمن الرحیم

 

يُرِ‌يدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ‌ اللَّـهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّـهُ مُتِمُّ نُورِ‌هِ وَلَوْ كَرِ‌هَ الْكَافِرُ‌ونَ

می خواهند نور خدا را با دهان هایشان خاموش کنند در حالی که خدا کامل کننده نور خود است، گرچه کافران خوش نداشته باشند.

8/صف

اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنَا صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ غَيْبَةَ وَلِيِّنَا [إِمَامِنَا] وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنَا

وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا، وَ شِدَّةَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الزَّمَانِ عَلَيْنَا فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ

وَ أَعِنَّا عَلَى ذَلِكَ بِفَتْحٍ مِنْكَ تُعَجِّلُهُ وَ بِضُرٍّ تَكْشِفُهُ وَ نَصْرٍ تُعِزُّهُ وَ سُلْطَانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ

وَ رَحْمَةٍ مِنْكَ تُجَلِّلُنَاهَا وَ عَافِيَةٍ مِنْكَ تُلْبِسُنَاهَا

بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .1

 

-------------------------------------------

[1] فراز پایانی دعای افتتاح: خدايا از نبود پيامبران‏ كه درودهاى تو بر او و خاندانش و از ناپيدايى مولايمان،و بسيارى دشمنانمان و كمى‏ نفراتمان،و سختى فتنه‏ ها به سويمان،و از جريان زمان بر زيانمان به درگاه تو شكوه مى‏آوريم،بر محمّد و خاندانش درود فرست‏ و ما را در برابر اين همه يارى فرما به گشايشى از جانب خويش كه زود برسانى،و بدحالى كه برطرف كنى،و پيروزى با عزّت برايمان قرار دهى،و سلطنت حقى كه‏ آشكارش فرمايى،و به رحمتى كه از سويت ما را فرا گيرد،و به سلامتى كاملى كه از جانبت ما را بپوشاند،اى مهربان‏ترين مهربانان.

 

جمعه ۲۶ تیر ۱۳۹۴

حسرت

 

وَأَنذِرْ‌هُمْ يَوْمَ الْحَسْرَ‌ةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ‌ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ وَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ[1]

میگن روز قیامت، وقتی پرده ها کنار میره و باطن همه چیو می بینم و می فهمیم اون فرصت هایی که ساده از کنارشون گذشتیم قرار بود ازمون امثال آیت الله بهجت ها بسازن آی حسرت می خوریم، آی می سوزیم!

اگر بفهمیم در یک معامله میتوانستیم خیلی بیشتر از سودی که بردیم و خرسندمان کرده بود، سود ببریم و با چشم خودمان ببینیم که چه کلاهی بر سرمان رفته چقدر حسرت می خوریم؟؟؟؟ یا بدتر از آن وقتیست که می توانستیم معامله پر سودی را انجام بدهیم ولی نه تنها آن سود را از دست دادیم بلکه به خاطر غفلت از آن معامله ضرر بزرگی هم برما وارد شده است.

انصافا خیلی درد دارد!

چرا باید وقتی که دیگر حسرت خوردن فایده ای ندارد و نمیتوانم آن خسارتی که بر من وارد شده را به هیچ طریقی جبران کنم بفهمم انجام دادن دستورهایی که خدای عزوجل برامون نوشته بود چقدر به نفعم بوده؟! وقتی که عذاب می بینم و حسرت می خورم بر روزها و لحظه هایی که فرصت داشتم  و توانی بسیار بر دفع این عذابها و حتی کسب ثواب در قبال انجام یک وظیفه کاملا ساده و شیرین!

ثواب کوچکترین سر و سامان دادن به منزل چقدر اوضاع امروزم را بهتر می کرد:

برای خانم ها:

زنی که همسرش را سیراب کند به جرعه آبی ثواب عبادت یک سال نماز و روزه و شب زنده داری برایش باشد و برای هر شربتی که به شوهرش داده خدا شهری در بهشت برای او بنا کند و شصت گناه او را بیامرزد.[2]

هر زنی که هفت روز همسرش را خدمت کند خدا هفت در جهنم را به رویش ببندد و هشت در بهشت را برایش بگشاید از هر دری که بخواهد وارد بهشت شود.[3]

هر زنی که در خانه شوهرش چیزی را از جایی به جای دیگری بگذارد به قصد اصلاح امور خانه، خداوند به او نظر می کند و کسی که خدا به او نظر کند عذاب نمی شود.[4]

برای آقایان:

بشنو از من آنچه را که به دستور پروردگارم می گویم! هیچ مردی نیست که در کارهای منزل به همسرش کمک کند ، مگر اینکه پاداش او به هر تار مویی که بر بدنش روییده باشد، ثواب یک سال عبادتی است که تمام روزهایش را روزه گرفته و تمام شب هایش را به عبادت ایستاده، شب زنده داری کرده باشد. و خداوند به او ثوابی می بخشد که به انبیای صابر خود مثل حضرت داوود و یعقوب و عیسی علیهم السلام بخشیده باشد.

ای علی! یک ساعت خدمت کردن به همسر در کارهای خانه بهتر از عبادت هزار سال و هزار حج و هزار عمره و بهتر از آزادی هزار بنده در راه خدا و هزار جنگ در راه دین و عیادت از هزار مریض و هزار نماز جمعه و هزار تشییع جنازه و هزار گرسنه ای که برای رضای خداوند رحمان سیر گردد و هزار برهنه را پوشاند و هزار اسب در راه پروردگار  دادن و برایش بهتر از هزار دینار به مستمندان صدقه دادن و بهتر از تلاوت تورات و انجیل و زبور و قرآن است و بهتر از آزاد کردن هزار اسیر  و بخشیدن هزار شتر به فقراست و چنین مرد خدمتکار به همسر از دنیا بیرون نمی رود مگر این که جایگاه خوب خود را در بهشت ببیند.

ای علی! کسی که روگردانی و تکبر نکند در خدمت به همسرش بدون حساب وارد بهشت می شود.

ای علی! خدمت به همسر کفاره ( پاک کننده) گناهان کبیره است و خاموش کننده آتش خشم پروردگار جبار و صداق ازدواج با حور العین و این خدمت موجب زیادی خوبی ها و علو مقام است.

ای علی! خدمتکار همسر نمی شود مگر شخص صدیق و درستکار و یا شهید و یا مردی که خداوند متعال خیر دنیا و آخرت را برایش خواسته باشد.[5]

 

مگر چند ثانیه زبان چرخاندن برای رضای خدا چقدر زحمت داشت که به خاطرش خودم را از این همه ثواب محروم کردم؟! مثلا ثواب یک لا إله إلا الله[6]، الحمدلله رب العالمین[7] و ...

خود را به خاطر ساده گذشتن از فرمایش رسول خدا چگونه خواهم بخشید؟!:

زمین قیامت آتش است، مگر سایه مؤمن. زیرا همانا صدقه او سایبان او خواهد بود.

آن روزی که بفهمیم با یک اشتباه به گمان خودم کوچک، زحمت ها و مشقت هایی که به نفسم داده بودم را به باد دادم و دارایی ها و جان کندن های چندین و چند سالم را با دست خودم به آتش کشیدم؛ خب باید هم بسوزم، مگر غیر از این، کار دیگری هم می توان انجام داد؟!

آنگاه که می بینم چه بودم و با عُجب چه شدم:

امام باقر علیه السـلام فرمودنـد: همانا خداونـد عزوجل مقداري از آفرینش را بعهده فرشـته اي گذاشت و او هفت آسـمان و هفت
زمین و چیزهاي دیگري آفریـد. و هنگامی که دید همه چیز بفرمان اوست ، گفت ، من بی نظیرم . خداوند عزوجل نیز آتش اندکی
فرسـتاد راوي سـئوال کرد مثلا چقـدر؟ فرمودنـد: آتشـی بانـدازه بند انگشت و همه چیزهایی که او آفریده بود به آتش کشـید، فقط
بخاطر این که از خود راضی شده بود.[8]

اگر در آن مجلس غیبت زبانم را به دفاع از مؤمن باز می کردم چه می شد:

امام باقر علیه السـلام فرمودنـد: کسـی که پیش او از برادر مومنش غیبت شود و او به برادر مومنش کمک کرده و یاریش نمایـد، خداونـد در دنیا و آخرت او را کمک و یاري می نمایـد و کسـی که از برادر مومنش پیش او غیبت شود و در حالی که می تواند او را یاري و کمک کند، کمک و یاري نرسانیده و از او دفاع نکند، خداوند در دنیا و آخرت او را خوار و ذلیل می نماید.

این ها فقط چند قطره از یک اقیانوس بود که نوشتم، بدون آداب و ترتیب!

مسائل مهمتری هم وجود دارند که در این نوشتار از قلم افتاده اند مثلأ حسرتی که (خدای ناکرده) ترک یا سبک شمردن نماز و سایر واجبات و انجام محرمات در پی دارد:

امیرالمومنین عليه‏السلام: بزرگترين حسرت در روز قيامت ، حسرت مردى است كه مالى را در غیر رضای خداوند گرد آورده و آن را براى كسى بر جاى گذاشته که وارث آن را در راه طاعت خداى سبحان خرج كرده باشد و به این سبب به بهشت برود اما نفر اول به دوزخ می‌رود.[9]

 

برای بیشتر خواندن و حسرت خوردن بر ایام عمری که بر باد دادیم، باقی ایام عمرمان را دریابیم!:

دانلود کتاب ثواب الاعمال و عقاب الاعمال شیخ صدوق

برنامه سمت خدا با همین موضوع

 

پ.ن: گاهی به این نتیجه میرسم که جا دارد انسان برای برخی چیزها بین خودش و خدایش قرارداد ببندد و خود را مکلف به انجام یا ترک آن کند و برایش برنامه منظم داشته باشد.

یاعلی مدد

التماس دعا



[1] و آنان را از روز حسرت ـ آن گاه که کار از کار بگذرد ـ بترسان، در حالی که آنان در بی خبری [شدیدی] هستند و ایمان نمی آورند. (سوره مبارکه مریم آیه 39)

[2] ارشاد القلوب الی الصواب، ج 1، ص 175

[3] همان

[4] صدوق امالی، ص 411

[5] بحار ج 13 ص 133 چاپ ایران و جامع الاخبار ص 102 به نقل از رساله حقوق امام سجاد شرح نراقی

[6] . امیرالمؤ منین علیه السـلام فرمودنـد: هیـچ بنده مسـلمانی نیست که بگوید (لا اله الا االله )، مگر این که بالا رفته و هر سـقفی را می
شکافـد و به هیـچ کـدام از گناهـان او بر نمی خورد، مگر این که آن را پـاك می کنـد تا این که به خوبیهایی هماننـد خود برسـد و
بایستد

[7] امام صادق علیه السـلام فرمودند: کسـی که در صـبح چهار بار بگوید: (الحمدالله رب العالمین )، بی تردید شـکر آن روز را بجا آورده است و کسی که در شب آن را بگوید شکر آن شب را بجا آورده است

 

 

[8] ترجمه ثواب الاعمال و عقاب الاعمال شیخ صدوق، ص343

[9] نهج البلاغة؛ الحكمة ۴۲۹

دوشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۴

کادوی غافلگیر کننده !!!

 1393/12/26

بسم الله الرَّحمنِ الرَّحیم

ای کاش هیچ لحظه ای فراموش نکنیم شیرینی تاب آوردن زیر سنگینی مشکلات  و سختی ها و پیچیدگی های زندگی را؛ تا همیشه استوار و محکم آن ها را بشکافیم و بشکفیم

وآنگاه که با دیدن آنچه در ورای این سختی برایمان کادوپیچ شده بود غافلگیر میشویم، در ازای آنچه سختی می پنداشتیم زبان به تشکر بگشاییم...

الحمدلله رب العالمین

دوشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۴

خودتان را دریابید!

1393/12/23

بِسم اللَّه الرَّحمنِ الرَّحیم

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ ۖ لَا يَضُرُّ‌كُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ ۚ إِلَى اللَّـهِ مَرْ‌جِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ[1]

 

زمان هایی وجود دارند که از رفتار اشتباه دیگران اندوهگین می شویم و خود را به در و دیوار میکوبیم تا با هر روشی [نادرست] به او بفهمانیم نباید این کار را می کرد یا سر در گریبان بگیریم و افسرده شویم و در بهترین حالت برای لحظاتی از خودمان غافل شویم و در بدترین حالت برای تمام عمر...

ای مومنین! بدانید شما مسئول گمراهی گمراهان نیستید و حساب آنان با پروردگارشان است، به هدایت خود بپردازید و شیوع گناهانی که از مردم می بینید شما را نلغزاند و به خود مشغول نکند!

 قُلْ لِلَّذِينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذِينَ لا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ لِيَجْزِيَ قَوْماً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ[2]

علامه طباطبایی در تفسیر این آیه فرموده اند: "بر حسب كنايه فرمود ضرر نمى‏رساند، و گرنه غرض نهى مؤمنين است از اينكه از ضلالت كسى كه گمراه شده، مرعوب و متاثر شوند، و اين باعث شود كه راه هدايت را رها كنند."

نکته ای که در این آیه هست نهی مومنین از این است که در هدایت دیگران از هدایت خویش بازبمانند. بازهم متوسل به قول علامه می شوم: "پس بر هر مؤمنى واجب است كه مردم را با بصيرت تمام بسوى خدا دعوت نمايد و بعنوان امتثال يكى از واجبات الهى امر به معروف و نهى از منكر نمايد، و در عين حال چنين وظيفه‏اى را هم ندارد كه خود را از شدت خشم و غيظ و يا از فرط جد و جهد در هدايت گمراهان به هلاكت اندازد."

عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ ... !

مشق امروز هر کس که مشتاق سپیده صبح است:

از این به بعد حواسمان را بیشتر جمع نفسمان کنیم که همان راه هدایت است، آن وقت دیدمان به امر به معروف و نهی از منکر هم زیبا می شود. نگران عکس العمل فرد نخواهیم بود و فقط مهربان و دلسوزانه تذکر می دهیم آن هم به خاطر نفس مان است، نفسی که را هدایت است.

بگردید دنبال مصادیقش در زندگی ...

 

پ.ن.: حس میکنم شیطان عجیب این مسئله را در زندگی مشترک نشانه گرفته:

همینکه گذشت از خطا ها سخت شده ...

همینکه  استقامت و صبر جایشان را به دعوا و جنجال و یا خودخوری و افسردگی و بیماری های اعصاب و روان داده اند ...

همینکه برای میزان خوب بودن به لیاقت طرف نگاه می شود نه به الطاف بیکران الهی که شامل حالمان شده ...

همین که مزد خوبی و زحمتی که برای همسر کشیده می شود را از خودش انتظار داریم؛ بگذار بهتر بگویم به خاطر مزد گرفتن از همسر به او خوبی می کنیم؛

و فراموش می کنیم نفس بیچاره مان چقدر به خوب بودن، به گذشت از خطاهای دیگران، به استقامت و صبر، به مهربان بودن محتاج است ...

خودمان را فراموش می کنیم.

خوشحال میشم حقیر رو در پیدا کردن دیگر مصادیق یاری کنید.

یاعلی

 



[1]  سوره مبارکه مائده، آیه 105: ای اهل ایمان! مراقبِ [ایمان و ارزش های معنویِ] خود باشید؛ اگر شما هدایت یافتید، گمراهی کسی که گمراه شده به شما زیانی نمی رساند. بازگشت همه شما به سوی خداست؛ پس شما را از آنچه انجام می دادید، آگاه خواهد کرد.

 

[2]  سوره مبارکه جاثیه، آیه 14: به مؤمنان بگو: از کسانی که به روزهای خدا [چون روز آزمایش بندگان، روز پیروزی اهل ایمان، شکست دشمنان و روز قیامت] امید ندارند، گذشت کنند، تا [خدا] مردمی را [که تهیدست از عقاید پاک و کردار شایسته هستند، در روزی از روزهایش] به خاطر گناهانی که همواره مرتکب می شوند، کیفر دهد.

 

دوشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۴

غریبانه ...

1393/12/12

بسم الله الرحمن الرحیم

 

ای کاش این قدر زود بار سفر نمی بستید....

بانو جان! فراق شما با مولایمان چه کرد؟؟؟؟

در این اوضاعی که صحابه در سقیفه پوست انداخته اند، چه گذشت بر قلب مبارک امیرالمؤمنین در فراق بهترین یاورشان[1] ...

ای سرور زنان دو عالم! جهالت عیان این مردم هنوز حدود 25 سال دیگر ادامه خواهد داشت و مولایت غریب و بی یاور ...

ای روح لیلة القدر! ای کاش تو را می شناختیم ...

ای کاش زن بودن را از تو می فهمیدیم، از شب قدر بودنت ...

تا فرزندان بزگوارتان را با جهالتمان و در اثر نبود مردان و زنانی یاور به غربت نکشانیم ...

تا امام زمانمان را دریابیم ...

 

 
دوشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۴

ثانیه ها حرفی دارند ...

 

1393/12/8

بسم الله الرحمن الرحیم

فرصت ها در گذرند...

پایان سال لحظه به لحظه نزدیکتر می شود...

انگار روزها زبان بازکرده اند و می گویند: یک سال دیگر از فرصتی که برای شکوفا کردن استعدادهای نهفته در وجودت در اختیارت بوده سپری شد...

بیش از سیصد روز! بیش از هشت هزار ساعت دیگر را پشت سر گذاشته ای!

روزها و ساعت ها و لحظه هایی که میدانم دیگر تکرار نخواهند شد و حتی نمیدانم به اندازه یکی از آنها هم که شده از فرصتم باقی مانده یا نه

یک وقتهایی خوب است ندانی چقدر فرصت داری، خصوصا برای مثل منی که هرچقدر هم که فرصت داشته باشد تا آخرین لحظات میگویم: خب، هنوز که وقت هست خدا رو شکر!

یک وقتهایی لازم است بین خوف و رجا غوطه ور شوی و در خماری بمانی ...

ولی خدا نیاورد که این خماری به توهم تبدیل شود، از کجایش راهم نمی دانم، نمی دانم از روی چه منطقی اینقدر سرخوش می نشینم در حالی که می دانم بعید نیست که لحظه بعدی درکار نباشد، مگر ندیدم جوانهای هم سن و سال خود و حتی کوچکتر را که خداوند اراده کرد دیگر در دنیا نمانند؟!

دلیلش چیست؟

آیا چیز دیگری میتواند علت این غفلت باشد جز اینکه شیطان لعین و رجیم به خاطر کینه ای که از بنی بشر دارد اعمال غفلت آور را در چشمم زیبا جلوه می دهد؟: وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ [1]

تا به حال اندیشیده ای چه آسان بهترین دورانهای زندگی پشت سر گذاشته می شوند؟ ...، هفده سالگی، هجده سالگی، نوزده، بیست و ...

گویا تمام کون و مکان زمزمه می کنند: اقْتَرَ‌بَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مُّعْرِ‌ضُونَ[2]

حیف از بهترین و زیباترین روزهای زندگی که سبک بار رفتند در حالی که می توانستم به هر لحظه توشه ای بسپارم که تا روز "يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ"[3] آن را برایم حمل کند...

ای فرصت های پَرپَر شده ی من! حالِ این بنده، حالِ کسیست که عزیزترین کسش را از دست داده و تازه متوجه ارزشهای فراوان وجودش شده و به یاد جفاهایی که در حق او روا داشته می افتد و می سوزد، به یاد بهره هایی که می توانست از ببرد و نبرده می افتد و در دلش ماتم میگیرد...

 

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش                   وه که بس بی خبر از غلغل چندین جرسی

بال بگشـــــا و صفیـر از شجر طوبی زن                      حیف باشد چو تو مرغی که اسیر قفسی[4]

 

خدایا! می خواهم عهدی با ببندم، عهدی برای تمام لحظات عمرم، همه شان نذر تو...

یا قابل التوبات! توبه ام را بپذیر...

نوپا هستم و زمین خوردن ها در پیش دارم ولی باید حواسم را جمع کنم که این زمین خوردن ها زمینگیرم نکند که اینها خود نشانه راه رفتن است، مهم این است که روز به روز با استفاده از تجربه روزهای گذشته کمتر زمین بخورم و مهمتر از آن این است که خدایی دارم "مبدِّلَ السیئات بأضعافها بالحسنات":

یا مبدِّلَ السیئات بأضعافها بالحسنات! می دانم که اگر بخواهی حتی بدی ها را به خوبی ها تبدیل خواهی کرد، فقط من باید گیرنده ام را تنظیم کنم و در مسیر دریافت عطاها و بخششهایت قرار بگیرم، پس خدای من جهان بینی ام را به سمت و سوی خودت بکش، که تو را بدانم هرچه به من می رسد از جانب توست و این بنده الحمدلله بر قلب و زبانش جاری؛ تسلیم است و راضی...

چه تجارت شیرینی! تلاش از من نتیجه از تو که مدیر و مدبر و خالق و مالک و رازق و جبار و ... هستی، خدایی که اگر اراده کنی بدون هیچ اسباب و وسیله ای خیر می رسانی...

لحظات باتو، برای تو و به یاد تو بودن چه لحظات شیرین و دل نوازی در پی خواهند داشت:[5]

جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا تَجْرِ‌ي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ‌ ۖ لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاءُونَ ۚ كَذَٰلِكَ يَجْزِي اللَّـهُ الْمُتَّقِينَ ﴿٣١﴾ الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ طَيِّبِينَ ۙ يَقُولُونَ سَلَامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿٣٢

در این مسیر سنگ های خطرناک عُجب و ریا وجود دارند که از آنها به تو پناه می برم، به تو پناه می برم چون تاکنون با هر کوچکترین برخوردشان فرسنگها عقبتر پرتم کرده اند و مدتها هوشیاریم را ازمن ربوده اند، پناه بر تو از اینکه به خاطر توفیقی خود را بدهکار تو بدانم، وقتی که مرگ و زندگی، فقر و غنا، خواب و بیداری همه و همه دست توست دیگر چه چیزی برای بنده باقی می ماند که به آن غرّه شود؟!

یا ذا العهد و الوفاء! توفیق استقامت و پایداری بر عهد و وفای به پیمان را فقط خودت می توانی عنایت کنی! هوای استقامتم را داشته باش، خوانده ام برای با استقامت ها حساب ویژه ای باز میکنی:

إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَ‌بُّنَا اللَّـهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُ‌وا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ[6]

یا فارج الهم و یا کاشف الغم! آن راهنمایی که راه رسیدن به رضای تو را نشانمان می دهد برسان... آمین

یاصاحب الزمان أغثنی

 

کلیپ صوتی کوتاه امام خامنه ای درباره گذر عمر(بسیار زیبا)

 



[1] . سوره مبارکه انعام، آیه 43

[2] . سوره مبارکه انبیاء، آیه 1 : براى مردم [وقت‌] حسابشان نزديك شده است، و آنان در بى‌خبرى رويگردانند.

[3] . سوره مبارکه شعراء، آیه 88 : روزى كه هيچ مال و فرزندى سود نمى‌دهد.

[4] . حافظ

[5] . سوره مبارکه نحل : بهشت‌هاى جاودان كه در آن داخل مى‌شوند و نهرها از پاى درختانش جارى است. در آن جا هر چه بخواهند برايشان فراهم است. بدين گونه خداوند پرهيزكاران را پاداش مى‌دهد(31) همانان كه فرشتگان جانشان را در حالى كه پاكيزه‌اند مى‌ستانند و مى‌گويند: سلام بر شما، به پاداش آنچه مى‌كرديد به بهشت درآييد(32)

[6] . سوره مبارکه فصلت آیه 30 : بى‌گمان، كسانى كه گفتند: پروردگار ما خداست، سپس ايستادگى كردند، فرشتگان بر آنها نازل مى‌شوند كه بيم مداريد و غمگين مباشيد و مژده باد شما را به بهشتى كه وعده داده مى‌شديد.

دوشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۴

خانه تکانی

 
نوشته شـــده در جمعه ۱ اسفند۱۳۹۳ساعــت۲۰:۲ بعد از ظهر تــوسط سپیده صبح

بسم الله الرحمن الرحیم

دم عید است و خانه تکانی مرسوم!

خانه دل هم باید اساسی تکانده شود؛ اساسی!

وقت کم است و باید یکسری اسباب و وسایل جدید برای این خانه غریب فراهم کنم، وقتی براندازش میکنم علاوه بر گرد و غباری که در جانش نشسته، در هر گوشه ای کاستی و نقصی چشم را آزار می دهد، در یک گوشه جای خالی استقامت چراغ می زند و در یک گوشه جای خالی برنامه ریزی، در گوشه دیگر جای خالی صبر و در گوشه های دیگر لوازم اساسی دیگر ...

هرچه فکر میکنم نمی شود از حداقل لوازمی که باید یک خانه داشته باشد تا نامش را بتوان خانه گذاشت و آن را برای پذیرایی از مهمان آماده کرد نمی شود گذشت و سال را تحویل کرد، به ویژه وقتی که انتظار مهمان عزیز و خاصی را میکشی ...

به یاد سخن مولایم افتادم که فرمودند: "اوصیكما و جمیع ولدی و اهلی و من بلغه كتابی، بتقوی الله، و نظم امركم"1 آن وقت فهمیدن اینکه همه ی این کاستی ها از کاستی "تقوا و نظم" سرچشمه می گیرند کار مشکلی نبود ... +

پس: یا علی مدد 

 

....................................................................................

 1. نامه 47 نهج البلاغه

 2. بیایید برای هم دعا کنیم...

دوشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۴

خود را می سنجم... (قسمت دوم)

نوشته شـــده در یکشنبه ۱۱ اسفند۱۳۹۲ساعــت۲۲:۹ بعد از ظهر تــوسط سپیده صبح
هر که دارد سر همراهی ما بسم الله...

 

 

برخورد با توهین و تحقیر دیگران

برخوردهای ما با دیگران و نگرش ما در تعامل با آنها در داشتن زندگی آرام و دور از فشارهای روحی و روانی بسیار موثر است و در واقع ما با انتخاب نحوه ی برخورد و قضاوت خود در مورد رفتارهای دیگران ناخودآگاه به ذهن و فکر و روحمان برای ادامه زندگی جهت می دهیم.

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که به خاطر رفتار بد دیگران که آن را برای شخص خودمان شایسته نمی دانیم، مدتی -چه کم چه زیاد- درگیری ذهنی داشته باشید و در ذهن خود طرف مقابل را سرزنش و محکوم کنیم و گاهأ در برابر خود فرد که متاسفانه در بسیاری از موارد عواقب خوبی را به همراه ندارد(عواقبی نظیر گلاویز شدن گفتاری و گاهأ رفتاری!!!) و در بین حالتهای رایج بهترین حالتی که مشاهده می شود سکوت ولی عصبی شدن از درون یا به قولی خودخوریست!(البته به هیچ وجه منکر افرادی که بزرگوارند و آنطور که خواهیم گفت رفتار می کنند نمی شوم.)

حالا واقعا بهترین راه چیست؟

آیا در جامعه ما آنطور که باید در مورد اینکه بهترین برخورد چیست فکر و صحبت شده و حتی بالاتر، عمل شده؟

اینجانب فلانی، چقدر در این زمینه دنبال راه درست گشتم و چقدر خودم را مقید کردم به در پیش گیری روش برخورد صحیح و بعد از آن اطرافیانم را به آن دعوت کردم؟

امام سجاد علیه السلام در ادامه حدیثی که در قسمت قبل مطرح شد در این باره به وضوح سخن گفتند و به نظر حقیر راهی را پیشنهاد داده اند که مصداق واقعی یک  تیر و چندین نشان است:

و اگر از آنان (مسلمانان) آزار و دوری کردن دیدی، بگو: این به خاطر گناهیست که انجام داده ام.

با یک حساب سرانگشتی به این نتیجه میرسم که اگر اینگونه رفتار کنم: از کسی طلبکار نخواهم شد و کسی را به خاطر کاری که کرده سرزنش نمیکنم بلکه به خودم توجه میکنم و با یادآوری اینکه گناهانی که انجام میدهم به خودم برمی گردند بیشتر مراقب اعمال و رفتارم خواهم بود و طبق معمول هم بسیار ابعاد نهفته ای که روح بزرگ و متعالی این بزرگواران به آن یقین دارد و من حقیر از آن ها بویی هم نبرده ام ولی می دانم که امامم جز به رضای خدا سخن نمی گوید و آنچه می فرمایند سخن حق و مورد تایید خداوند بلند مرتبه ایست که مرا آفریده و از خودم هم بیشتر به نیازهایم و ساز و کار جسم و روحم و آنچه که با آن هماهنگی دارد آگاه است پس به دیده ی منت می پذیرم و به شکرانه این علمی که به لطف و عنایت باری تعالی کسب کرده ام آن را نصب العین قرار می دهم.

إن شاءلله که بتوانم در عمل به چیزهایی که می دانم رضایت حضرت حق را در پی دارد سربلند بیرون آیم.

حسن ختام همیشگی:أللهم وفقنا لما تحب و ترضی

یاعلی(ع)

******

همان پ.ن. قسمت قبل!

دوشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۴

خود را می سنجم... (قسمت اول)

وشته شـــده در جمعه ۹ اسفند۱۳۹۲ساعــت۱۵:۴۴ بعد از ظهر تــوسط سپیده صبح
هر که دارد سر همراهی ما بسم الله...

 

برخورد با تعریف و تمجیدهای دیگران

شاید برای شما هم پیش آمده باشد اوقاتی که مورد تعریف و تمجید دیگران قرار میگیرید؛

بنده به شخصه وقتی کسی را می بینم که تو این مواقع از ضعف رفتن دل و از خود بی خود شدن (حالا با درجات مختلفش) میره تو جهان دیگه ای سیر میکنه حس خوبی بهم منتقل نمیشه، شاید از خوشحال شدنش خوشحال شم ولی رفتاری که به نظرم زیبا باشه نداشته

درمقابل هم افرادی که بی تفاوت در برابر ابراز احساسات دیگران می گذرند (حال چه بر اثر زیاد تعریف شنیدن در آن موضوع خاص و عادی شدن برایشان یا در اثر پراکندگی فکر و مشغول بودن ذهن در جای دیگر یا .... ) هم به دلم نمی نشست.

یعنی دنبال رفتاری پر معنی هستم که بشود بدون حاشیه هایی از قبیل از خود بی خود شدن یا بی تفاوتی به طرف مقابل یا ... بهترین عکس العمل را نشان دهم و خودم هم دچار عجب و خودپسندی و ... نشوم.

تا اینکه به این حدیث نورانی رسیدم:

امام سجاد علیه السلام:

اگر دیدی مسلمانان تو را بزرگ می شمارند و حرمت می نهند و گرامی می دارند پس بگو : این فضیلتی است که آنها در خویش پدید آورنده اند.

یعنی اگر به این حدیث عمل کنم هم با دید مثبت با مردم رو به رو می شوم، هم خودم با بزرگ کردن این رفتار در ذهن خودم گرامی دارنده مردم می شود و هزاران نکته مثبتی که عمل به این کلمات نورانی در پی دارد و ذهن ناقص من به آنها قد نمی دهد روزیم می شود که مهمترینش آرامش خاطر و استواری شخصیت است که هر باد و بوران و آفتاب و ابری روی آن تاثیر نخواهد گذاشت إن شاءلله

و از همه مهمتر در راهی حرکت میکنم که مورد رضایت خداوند بزرگ و بلند مرتبه است...

 

حسن ختام: أللهم وَفِّقنا لِما تُحبُ و تَرضی

***********

پ.ن: تمامی متون به جز قسمتهای آبی رنگ نظر شخصی اینجانب است و سندیتی ندارد.

قسمت بعد: برخورد با توهین و تحقیر دیگران
دوشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۴

یک نمونه از هزاران دانستنی های شیرینی که نمی دانم ....


نمیدانم خدا چه آرامشی را فقط در حضور یا نگاه کردن به بعضی دوستان مؤمنش قرار داده!

شاید هم می دانم و از شدت حقارت است این عدم توانایی هضم این عظمت!

یک خانم سالخورده ای که روزگار قامتش را کمانی کرده و هر قدمی که برمی دارد به اندازه حدود ده قدم من زمان می خواهد و ....

از این لحاظ شبیه به ایشون زیاد دیده ام ولی نمی دانم چرا بارها گفتم : "آرزومه وقتی که پیر شدم مثل این حاج خانم شم!" آن هم زمانی که هنوز نمی دانستم ایشان همان حاج خانم فلانی هستند که اسمشان به بهانه های مختلفِ خیر رو زبون اهل مسجد بود و وقتی این دو حقیقت شیرین بر هم منطبق شدند محبتم مضاعف شد...

حالا اگر می تونید حال منو وقتی متوجه شدم ایشون مادر دو شهید هم هستند تصور کنید ...

دعای فرج خواندنهای زیر لب هنگام پخش اذان مسجد درحالیکه دارد آهسته و نفس نفس زنان با قدمهای کوتاه خودش را به مسجد می رساند مرا شرمنده صاحبم می کند.......

اوقاتی که در صف نماز کنارش قرار گرفته ام حس کرده ام راز و نیاز عاشقانه یک عبد با معبودش را .....

و خوبی ها و حرفهای زیبا و آرامش بخش دیگرشان بماند....


*****

پ.ن1:دلم می خواد رو به روشون دو زانو بنشینم و بهشون بگم: حاج خانم میشه برام دعا کنید مثل شما شم؟میشه برام دعا کنید مثل شما لایق در راه خدا دادن عزیزترینهام شم؟ و...

پ.ن2: وَاصْبِرْ‌ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَ‌بَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِ‌يدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِ‌يدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ..... كهف: 28

(و با كسانى كه پروردگارشان را صبح و شام مى‌خوانند [و] خشنودى او را مى‌خواهند، شكيبايى پيشه كن، و دو ديده‌ات را از آنان برمگير كه زيور زندگى دنيا را بخواهى.....)


چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲

تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد...

بسم الله الرحمن الرحیم

تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد       حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد


اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی...

امروز همین یک جمله بود که دلم را از نو ساخت....

آقا دست عنایت و سایه رأفتتان همیشه بر سرم بوده و مستدام باد؛
کنیزتان بسیاااار محتاج نگاه بزرگوارانه شماست
نگاهی از جنس ضمانت آهو....

به حق مادرتان زهرا -سلام الله علیها-



دانلود نوحه زیبای یا طبیب ابن طبیب یا حبیب ابن حبیب

چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۲

یا علام الغیوب...


أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ(1)

ای پروردگارم!

نمیگویم خدایا این کار را دوست دارم و آن را نه!

چون میدانم:

وَعَسَىٰ أَن تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَن تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ ۗ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ(2)

پس ای محبوب دلهای راستگویان! بنده بینوایت را دریاب که دستان خالیش را به سوی تو دراز کرده و عاجزانه از تو میخواهد به ظرف وجودش نظری نمایی و آن را بزرگتر کنی تا هرچه که دادی در آن جای گیرد ....

یا مونسی عند وحشتی

یا ولیی عند نعمتی


پی نوشت:

1.آیه2 سوره عنکبوت(آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم، رها مى‌شوند و مورد آزمايش قرار نمى‌گيرند؟)

2.آیه 216 سوره بقره(و بسا چيزى را خوش نمى‌داريد و آن براى شما خوب است، و بسا چيزى را دوست مى‌داريد و آن براى شما بد است، و خدا مى‌داند و شما نمى‌دانيد.)

چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲

سخنی با دلم!

بسم الله الرحمن الرحیم

یافتاحُ یا فتاحُ یافتاح

ای گشایش دهنده سینه ام را بگشا!

أعوذ بالله من شر نفسی ...

أعوذ بالله من شر نفسی ...

أعوذ بالله من شر نفسی " إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَ‌ةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَ‌حِمَ رَ‌بِّي (1)"

خیلی سخته وقتی نفست بسیار امر کنه و بخوای بهش بی توجهی کنی   =>  خدایا به من رحم کن....

دلم گرفته چون نمیخواد شرایط اینجوری باشه...

ولی خدای خوب من! ای مهربانترین بر من! ای پروردگار من...

ظاهرأ و باطنأ خودت این را برای من خواسته ای و عدم تبعیت خواسته دلم از خواسته تو مایه ننگ دلم هست ...

شرمت باد ای دل!

چه می جویی در غیر از خواست پروردگاری که إِنَّمَا أَمْرُ‌هُ إِذَا أَرَ‌ادَ شَيْئًا أَن يَقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ(2) است

چه چیز تو را بر آن داشته در خسران تام، رضایت خود را قرار دهی؟!

می دانم ....

تنگی...!

می دانم کوچکی!

به خاطر همین هم هست زود پر می شوی، زود گرفته می شوی و ...

دل من! خودت را دریاب...

از چه خسته میشوی؟

از چیزهایی که خدای مهربانت برایت خواسته است؟!!!!!!

دست از خودت بردار! بگذار دستت را بگیرند و برسانندت جایی که باید برسی؛ به همان چیزهایی که میخواهی ولی مصداقش را اشتباه گرفته ای...

قَالَ رَ‌بِّ اشْرَ‌حْ لِي صَدْرِ‌ي، وَيَسِّرْ‌ لِي أَمْرِ‌ي، وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي، يَفْقَهُوا قَوْلِي (3)

و می دانی اگر خاری دیدی خودش برایت آفریده، همانکه از هر آنچه به ذهنت می رسد بیشتر دوستت دارد و به گونه ای وصف ناشدنی مشتاق خیر و صلاحت هست، همانکه بر بندگانش رئوف است؛ پس خودش هم هوایت را دارد خودش هم زخمهایت را ترمیم می کند، خودش هم نوازشت می کند، پس به شوق آن شیرنترین نوازش ها و آن درمان بر خارهایش لبخند بزن که او عاشق لبخندهاییست که آگاهانه به جای ناله و شکوه می نشینند....

دل بیچاره من! خیلی بخودت ظلم کرده ای به خودآ...

 

ألا یا أیها الساقی أدر کأسأ و ناولها     که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها


یاعلی(ع) مددی

 

1.       1. آیه 53 سوره مبارکه یوسف

2.       2. آیه 82 سوره مبارکه یس

3.       3. آیات 25 تا 28 سوره مبارکه طه


برچسب ها: مشکل عشق, سخنی با دل
چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۲

یا ضامن آهو(ع) ضامن من باش...

بسم الله الرحمن الرحیم


همه جا بروم به بهانه تو ....


منِ ناقابل به تو دل بستم                                                               نکشی دامان خود از دستم

یا اباصالح مددی مولا

*به حق امام رضا علیه السلام*


برچسب ها: محرم, امام زمان, بهانه, امام رضا علیه السلام
جمعه ۱۷ آبان ۱۳۹۲

ذره ای به دیدار آفتاب می رود...

ببسم الله الرحمن الرحیم

چه زیباست زیر منبر روضه ی امامت بنشینی و زمزمه کنی:

اللهم اجعلنی عندک وجیها بالحسین علیه السلام فی الدنیا و الاخرة

*****

ندای یاحسین علیه السلام و یازینب سلام الله علیها سر دهی و بسوزی در روضه های امام غریبت و ناله کنی:

اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد...

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

*****

کَرَم امام بنده ی گناهکار را هم می طلبد که در حضورشان ناله عزای تاسوعا و عاشورای جد بزرگوارشان را سر دهیم

دعایم کنید با معرفت برگردم....


یازهرا سلام الله علیها



برچسب ها: مشهد, امام رضا علیه السلام, محرم, تاسوعا و عاشورا, امام حسین علیه السلام
پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۲

دلم هوایی هوایتان شده ....

بسم الله الرحمن الرحیم
دل من و هوای مدینه، خودت بگو چه کنم...؟!
6 ماه گذشت؛
6 ماه گذشت از توفیقی که عنایت شما نصیبمان کرده بود بانو...
6 ماه گذشت از فرصت نابی که هدیه شروع فصل جدید زندگیمان کرده بودید...

لکن نمک خوردن همانا و نمکدان شکستن همان....
من کجا و لیاقت اشک ریختن در غربتتان...
من کجا و گوش سپردن به روضه های مجسم در و دیوار و خاک و هوا و کائنات مدینه کجا؟!...
من کجا و با حسرت نگریستن به درهای بسته بقیع و اشک ریختن در غربت 1500 ساله کجا؟!...
من کجا و درک گوشه ای از غربت مدرنتان کجا؟!
من کجا و از ته دل درک جای خالی اربابم کجا؟!...
دعای فرج آرام دل شکسته بود و زیر لب با وعده ی ظهور ارباب به دل بیچاره، وعید انتقام نثار آن ملعونین تسکین خون دل بود....
یا زهرا (سلام الله علیک)...
دلم بهانه ی شما را گرفته ...
دستم به دامن کرامتتان دخیل ... دعایمان کنید ...
*****
مسجد النبی(صلی الله علیه و آله) - کوچه ی بنی هاشم - خانه ی حضرت مادر سلام الله علیها - بقیع ....
نمی دانم چه سریست که هنوز بعد از گذشت نزدیک به 15 قرن،

              مدینه همان مدینه است....
                          غربت علی(علیه السلام)...
                                      داغ زهرا (سلام الله علیها)...

چقدر اینجا کوچک است...
جایی که جادارد فریاد بزنی و از شدت مصائبش خون گریه کنی مجبورت می کنند به تکیه دادن غریبانه به دیوار و آرام آرام اشک ریختن و سوختن اکتفا کنی...

قل لا أسئلکم علیه أجرا إلا المودة فی القربی ...
 این ها همه جلوه ای کوچک است از غربت مدرن خاندان نور(علیهم السلام) ...

ما چقدر در این غربت مدرن سهیمیم؟

-------------------------------------------------------------
پ.ن  این روزها اندر مطالعات تاریخ حدیثی و ... درونم می سوزد از جفاهایی که در حق یادگاران رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شده بود ولی چه بگویم که غربتی است که هنوز هم گریبان جهانیان را گرفته...
 إن شاءلله ادامه دارد ......

یاعلی مدد

سه شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۲

یاعلی مدد

بسم الله الرحمن الرحیم

یاعلی مدد


از همان زمان که خدایت کعبه را شکافت و چشمان همه را به عظمتت خیره کرده بود، عده ای تکرار تاریخ را به نمایش گذاردند:

مِنَ الَّذينَ هادُوا يُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ يَقُولُونَ سَمِعْنا وَ عَصَيْنا وَ اسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَ راعِنا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِي الدِّينِ

و نشنیده گرفتند:

وَ لَوْ أَنَّهُمْ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اسْمَعْ وَ انْظُرْنا لَکانَ خَيْراً لَهُمْ وَ أَقْوَمَ

و بر خود روا داشتند:

وَ لکِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِکُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَليلاً(1)

*****

خدایش خوب می دانست که در دل حبیبش، در دل کسی که رحمة للعالمینش قرار داده بود چه می گذشت در حالیکه می دانست کمى متقین و زیادى منافقین و فساد ملامت کنندگان و حیله‏ هاى مسخره کنندگانِ اسلام را و می دید که با زبانشان مى‏ گویند آنچه در قلب‏هایشان نیست و این کار را سهل مى‏ شمارند در حالى که نزد خداوند عظیم است ...(2)

چه می گذشت در دلی که با مومنان رئوف و رحیم بود و رنج هایشان برایش سخت بود...(3)

دریا اگرچه دریا باشد دلش برای قطره های نرسیده به دریا می سوزد، دلش می سوزد برای آنکه بهره ای از فیض دریا شدن ندارد و در آینده ای نه چندان دور به نیستی خواهد پیوست....

و ما با دل قطره ای نخواهیم فهمید احوال دل دریا را ....

دریا تکیه به بیکران زد و با الله اکبر أن یوصف (4) سرود؛

ای مردم علی را فضیلت دهید...!

آیا کسی هست که برایم توضیح دهد، بیست و پنج سال خانه نشینی ات را چگونه توجیح می کنند؟؟!!

به آتش کشیدن کاشانه و پرپر کردن گل زندگیت را ...

سم نوشاندن به نور دیده ات را ...

به نیزه گذاشتن سر پاره ی وجودت را ...

به آتش کشیدن خیام ذریه ات و به اسارت بردنشان را ...

و ...

مگر نه آنکه "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ.."(5) قول سدید قرآن است؟

من، جوان بیش از 14 قرن بعد، از تو می پرسم:

اطیعوا الله و اطیعوا االرسول کجای کارتان بود؟؟؟

هیچ علمى نیست مگر آنکه خداوند آن را در من جمع کرده است و هر علمى را که آموخته‏ ام در امام المتقین جمع نموده‏ا م، و هیچ علمى نیست مگر آنکه آن را به على آموخته‏ام. اوست «امام مبین» که خداوند در سوره یس ذکر کرده است: «وَ کُلَّ شَیْى‏ءٍ اَحْصَیْناهُ فى اِمامٍ مُبینٍ»(و هر چیزى را در امام مبین جمع کردیم)

دیگر هیچ کدام از اعضا و جوارحم یاریم نمیکنند ...،

ادامه دادن خطبه برایم دشوار شده !

خدای من!

سوالهایم به جان ذهنم افتاده اند؛

- همه ی این ها را می دانستند و خانه نشینش کردند؟!

ذهنم تاب هضم این همه ناجوانمردی، این همه حیله و فریب، این همه ساده لوحی و این همه .... را ندارد!!!!

نمیدانم با این شدت مصیبت، چرا همچنان پابرجایم!!

دلم گفت بیا در حال خود بیاندیشیم...

و اندیشیدیم...

و اندیشیدیم...

و ...

دیگر ذهنم تاب اندیشیدن هم نداشت...

باورم نمی شد ولی...

ولی ...

تنها این زیرپا گذاشتن علنی حق نبود که غربت می آفرید؛

غربت به شناخته نشدن فریادهاست...

غربت به بی پاسخ ماندن بیش از 14 قرن "هل من ناصر ینصرنی" هاست ...

و تکرار تاریخ باز هم به نمایش گذاشته شده است...

علی هنوز هم غریب است...

*****

الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا أن هدانا الله

------------------------------------------------------------

پی نوشت:

1. آیه 46 سوره مبارکه نساء/ بعضی از یهودیان کلمات را با جا به جا کردن تحریف می کنند ،مثلا به جای آنکه بگویند(سمعناواطعنا)شنیدیم و اطاعت کردیم ،می گویند( سمعنا و عصینا)(شنیدیم و نافرمانی کردیم و به جای آنکه بگویند، (اسمع اسمعک الله )بشنوخدا شنوایت کند، می گویند(راعنا)یا(اسمع غیر مسمع )یعنی بشنو خدا تو را ناشنوا کند و این اباطیل را با لحن حق گویی ادا می کنند، چون (راعنا)نزد مسلمانان به معنای (مراعات مارابکن )آمیخته با ادب و احترام ، اما در اصطلاح یهود نوعی ناسزا بود وهدف آنها این بودکه در دین خدا طعنه بزنند،و اگر آنها می گفتند :شنیدیم و اطاعت کردیم و یا تو نیز به سخن ما گوش بده و ما را مهلت بده تا سخن بگوییم ،هر آینه برایشان بهتر و استوارتر بود،ولیکن خدا آنها را به خاطر کفرشان لعنت کرد ،پس ایمان نمی آورند جز اندکی ازآنها

2. قسمت های برجسته فرازی از خطبه غدیر می باشند.

3. آیه 128 سوره مبارکه توبه/ لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ

4. خدا بزرگتر از آن است که توصیف شود، اشاره به حمد وثنای بسیار پیامبر صلی الله علیه و آله در ابتدای خطبه غدیر

5. آیه 59 سوره ی مبارکه نساء 

دوشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۱

بسم الله الرحمن الرحیم


السلام علیک یا بقیة الله فی أرضه

گیاه خشکیده ی دلم را به نیم نگاه مبارک شما دخیل می کنم ....

که فقط به چشمه سار نگاه شما سیراب می شود ...

بقیة الله خیر لکم إن کنتم مؤمنین



-------------------------------------------------------

پ.ن. :

می خواهم بنویسم ولی ...

نمی دانم چرا قلمم روی کاغذ نمی چرخد!

یکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۱

خدا، من و شیطان

بسم الله الرحمن الرحیم

یادآوری می کردی پاسخ ”ألست بربکم“ را:

وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ؛ جن و إنس را نیافریدم مگر برای آنکه عبادتم کنند.(1)

يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛ ای مردم من همان پروردگار شما هستم که شما و گذشتگانتان را آفریدم، مرا عبادت کنید.(2)

یا اَیُّها الّذین امَنوا اطیعُوا اللّه َ و اطیعوا الرَّسولَ و اُولی الاَمرِ منکُم فَاِن تَنازَعتُم فی شَی ءٍ فَرُدُّوه اِلی اللّه ِ و الرَّسولَ و اُولی الاَمرِ منکُم ...؛ ای آنان که گرویده اید به خدا و رسول! فرمان برید خدای را و فرمان برید پیغامبر را و صاحبانِ فرمان را ...(3)

و هشدار می دادی: وَلا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ؛(4)؛

حواست باشد! این شیطان دشمن آشکار توست، مبادا پیرویش کنی!

و چه نیکو اسوه ای را بر راهم نهادی ...

دریافتم که خوشبختیم در اطاعت و شقاوتم در سرپیچیست،

دریافتم شیطان در کمین لحظاتی نشسته که از یاد خدا غافل می شوم و آنگاه است که قلبم را می رباید و به زنجیر می کشد،

دریافتم که خیلی باید مراقب قلبم باشم و زمزمه کردم : ایمان آوردم ...!

از همان لحظه بود که سنگینی مشت های گره کرده ی شیطان را که هراسان به دنبالم می دوید، حس کردم و مبارزه شروع شد؛

خدایم گفت : ”نماز بخوان!“؛ گفتم : ”به روی چشم!“

شیطان زمزمه کرد: ”آخر الان چه وقت نماز است؟؟!!داشتی کارت را انجام می دادی، حالا بعدأ نماز هم می خوانی!“

خدایم گفت : ”احترام به یدر و مادر!“؛ گفتم : ”به روی چشم!“

شیطان زمزمه کرد :“مادر و پدرت تو را درک نمی کنند!“

خدایم گفت : ”چشمانت را حفظ کن! آن ها باید فقط برای من خرج شوند!“

شیطان زیبارویان را از نظرم می گذراند و با آن نفس های آلوده  به عصیانش کنار گوشمزمزمه می کرد: ”زیباست! بهره ببر!“

سیلی محکمی بر گوش نفسم خواباندم و گفتم : ”خدایا! شنیدم و اطاعت کردم؛ به روی چشم!“

خدایم گفت:“ آنچنان که من می گویم حجاب کن!“

شیطان می گفت: ”تو زیبایی! حیف است در پرده بمانی!“ و ادامه می داد: ”حالا یک تار مو که اشکالی ندارد!و ...“ این لباسِ ضد فرهنگ الان مد است، عقب نمانی!!!“

یارانش را جمع کرد تا در جای جای دانشگاه و حتی جامعه فضای نفس کشیدنم را از من سلب کنند؛

در سکوتم فریاد برآوردم : یا زهرا(س)

با تمام قوا ایستادم و گفتم : خدایا! من عاشقم بر هر چه تو بگویی!

چه احساس زیباییست آنگاه که حس می کنی فرشتگانت در آغوش می گیرند و پیروزی ات را تبریک می گویند ...

احساسی که خستگی یک مبارزه ی سنگین را از تمام وجودت بیرون می کند و جایش درخت حب ایمان در دلت می کارد ...

وقتی که دلت می خواهد با تمام هستی فریاد بزنی:

خدایا! من عاشقم بر هر چه تو بگویی! به روی چشم!

: پینوشت

1. آیه 56/ سوره مبارکه ذاریات

2. آیه 21/ سوره مبارکه بقره

 3. آیه 59/ سوره مبارکه نساء

4. آیه 168/ سوره مبارکه بقره

 

پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۱

دلت را توجیه کن!

بسم الله الرحمن الرحیم

 

دلت را توجیه کن!

خدایا!

عشق تو چه تاوان ها دارد که باید عاشقت بپردازد!

می گویم خدایا دوستت دارم!

می گویی باید امتحان شوی!ببینم در برابر این بلا چه می کنی ...

و منِ بیچاره را می بینی که مثل همیشه معترضم و زیاده خواه ...

مثل همیشه طلبکارانه به نقد وضعیت موجود می پردازم که :

چرا من!

چرا این بلا!

خدایا خیل طولانی شده بس است دیگر!!!!!

خدایا چرا آنچه می خواهم زودتر برآورده نمی شود؟!

چرا اینقدر باید امتحان پس دهم؟!

چرا اینقدر سنگ باید از سر راهم بردارم تا بتوانم مسیرم را ادامه دهم؟!

چرا این راه؟!

و چرا ...!

و هزاران چرای دیگر که در اثر به فراموشی سپردن ادب بندگی بر زبان دلم جاری می شود.

و آنگاه چگونه خود را لایق عتاب و سرزنش ندانم؟ :

آخر تو چه مجنونی هستی که از دلربایی های لیلی ات زبان به شکوه باز می کنی؟!!!

تو چه عاشقی هستی که به معشوقت فرمان می دهی و میل خود را طلب می کنی؟!

نیک بنگر!

می گفتی او معشوق توست؛

 مگر نه این است که معشوق سراسر ناز است و عاشق سراسر نیاز ...؟

به خودت بیا و لیلای کریمت را دریاب ...

بلاها و امتحاناتش ناز کردن های اوست، با این نازها می خواهد تو را برای خودش نگه داشته باشد ...

دریاب این نکته را تا رهایت نکرد ...

بلا می دهد که تو صدایش کنی ...

اظهار نیازت را دوست دارد ...

ولی تو این را نمی فهمی؛ ومثل همیشه زبان به شکوه و گلایه باز می کنی!

وسطِ کار میدان را خالی می کنی ...

اگرچه خودت بعدها خواهی فهمید که چه اشتباه  بزرگی را مرتکب شده ای و دیر یا زود زبانت را به "الهی العفو" می گشایی؛ و او نیز چه می کند جز اینکه این بار هم تو را با همه ی بار خطایت می پذیرد و گرم در آغوشش می فشارد و بازگشتت به آغوش ملکوتی اش را به تو تبریک می گوید ...

ولی ...

امتحان همچنان باقیست ...

باید میزان خلوص عشقت سنجیده شود ...

" أحَسِبَ الناسُ أن یُترَکوا أن یَقولوا ءامنّا و هُم لایُفتَنون : آیا مردم گمان کردند که تا گفتند ایمان آوردیم رها می شوند و مورد آزمایش قرار نمی گیرند؟ "*

اظهار عشق، زیرپا گذاشتنِ "من" را می طلبد ...

وقتی که گفتی عاشقی دیگر هیچ چیز نمی تواند دلیلی برای گلایه و شکوه باشد؛ هیچ چیز!

اظهار این عشق، ملازم بی چون و چرای بلا و امتحان، در سفر در جاده ی پر مخاطره ی بندگیست.

دلت را توجیه کن؛

به او بفهمان که در چه مسیری می خواهی راه بپیمایی؛

آن وقت، دراوجِ بلا و مصیبت با دلت عاشقانه زمزمه خواهی کرد :

       " خدایا!

            تا تو با من هستی، هیچ غمی به دلم راه ندارد!"

 

پی نوشت:

آیه 2 / * سوره مبارکه عنکبوت

چهارشنبه ۹ فروردین ۱۳۹۱

مشکل از کجاست؟؟؟!!!

بسم الله الرحمن الرحیم


مشکل از کجاست؟؟؟!!!


اگر بخواهیم فواید جایگشت های مختلف مهمانی - منزل را بیان می کنیم از آن جمله می توان موارد زیر را برشمرد:

1. استنشاق هوای تازه از درب منزل تا درب ماشین و از درب ماشین تا مقصد و گاهأ از شیشه ی پایین کشیده شده ی اتومبیل

2. استفاده از طبیعت سبز درختان کنار خیابان، آن هم از پشت شیشه ی ماشین و به صورت به هم چسبیده ...(که گاها به لطف بعضی ها، همین درختان کنار خیابان را هم نخواهیم دید!!)

دیگر چه ...؟

آهان!

3.دریا ...

إإإإإإإإإمممممم

از آن جایی طبیعتِ زیادی برای بدن خوب نیست و از طرفی یارانه ها هم از آب و برق حذف شده خواهشا دریا را بی خیال شوید!

با این وجود و با وجود گرانی بنزین و ترافیک و با وجود چیزهای دیگری که در زیر شرح داده می شود، هوای دشت و دریا رفتن را هم از سرمان بیرون کردیم ...!!!

ولی روزی از روزها دست روزگار ما را بر آن داشت که از کنار دریای زیبای شمال (اگر اجازه دهند) عبوری (!) نماییم؛ در مسیر:

متعجبانه خیابان و پیاده رو را می نگریستم،

کنار خیابان ها شبیه شده بود به ویترین متحرک فروشگاه ها ...؛

در طرح ها و رنگ های مختلف و برای هر سلیقه ای ...

هر چیزی دیده می شد،

خیلی سعی کردم، ولی باور کنید هیچ بویی از فرهنگ و ادب ایرانی و اسلامی در پوشش ها به مشامم نرسید ...

همه درگیر رقابت شده بودند و هر بیننده ای را هم نا خواسته به جدال می کشاندند که ...

زنی که دانسته یا ندانسته خود را در این میدان مسابقه قرار می دهد، همسرش را هم خواسته یا ناخواسته در داوری ها شرکت می دهد، آن وقت چگونه از همسری که چشمانش را برای واکاوی به نامحرمی می دوزد می تواند انتظار داشته باشد که به زن و زندگی خود دل بسته بماند، در حالی که چشمان او به نا آرامی واداشته شده اند و هزاران زندگی با هزاران جلوه را از نظر می گذراند و آنجاست که بدون اینکه خود متوجه شود و تفاوت های شخصیتی را در نظر بگیرد مرغ همسایه را غاز می پندارد و آن گاه که به خود می آید مشکلات عدیده ای را سر راه زندگی شخصی خود می بیند ...

و باز هم ماییم و افزایش آمار طلاق ...

و بازهم ماییم و خانواده هایی که نمی دانند خانواده یعنی چه، همسر و فرزند یعنی چه ...

و بازهم ماییم و فرزندانی که همین خانواده ها را در آینده تکثیر می کنند ...

خیلی سعی کردم بفهمم شیک پوشی و مرتب بودن در فرهنگ لغت آن ها چه معنا شده تا شاید از این ابهامی که یقه ام را چسبیده بود رها شوم؛ وقتی که اینگونه می پوشند چه هدفی را دنبال می کنند و چه پاسخی برای فریادهای وجدانشان که لابد تا کنون به زمزمه تبدیل شده پیدا می کنند ...؟؟؟؟

مگر نه این است که پوشش انسان بیانگر اندیشه و فکر اوست؟

چه دلیل عقلی می تواند وجود داشته باشد که انسان کاری کند که دیر یا زود نظام خانواده ی خودش و دیگران را منحل می کند؟

و چه دلیل عقلی می تواند وجود داشته باشد که انسان، استفاده از مکان ها طبیعی خدادادی را که حق همه ی انسان هاست، برای کسانی که خود و بنیان خانواده ی خود را عاقلانه دوست می دارند به آرزویی تقریبا دست نیافتنی تبدیل نماید؟

واقعا اشکال کار از کجاست؟؟؟

چرا یک عده باید قربانی خودخواهی های عده ی دیگری شوند؟؟؟؟!!!

مگر نه اینکه نگاه کردن به دریا عبادت است؟

آیا اینطور است که همه وظیفه ی ترویج فرهنگ درست را یا فراموش کرده اند و یا اینکه بدرود گفته اند؟

علت چیست؟

علت چیست؟

.... 

دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۱

با این وجود چطور می توانید ادعا کنید ....؟!!!!

بسم الله الرحمن الرحیم

این من هستم که سخن می گویم ...

همان جوان ایرانی که می شناسیدش ...

من از همان جمعیتی هستم که رعب و وحشت از آنها شما را مانند موشی به درون اتاق فکرهایتان (!) فروبرده است ...

همان جا بمانید و بیرون نیایید تا بیش از این آبروی نداشته تان را در جهان بر باد نداده ایم ...

بس است هرچه برای ما زحمت افزایی کرده اید ...

بساط حقه های کودکانه تان را جمع کنید و جای دیگری هم پهن نکنید که هرچه تیر تاکنون انداخته اید به خطا رفته است...

چه چیز باعث شده قدرت افسران جنگ نرم را کوچک شمارید؟

بصیرتشان زمینگیرتان کرد !

بصیرتی ناب از همان نوعی که استادمان فرموده بودند:

"بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین علیه السلام را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت(1)

چنان آبرویی از شما برده که دیگر حتی زبانتان در دهانتان نمی چرخد؛ دیگر خودتان هم نمیدانید که چه می گویید و چه باید گویید !

سیلی محکمی خورده اید که هشتاد کشور جهان روزشان را علیه شما شب می کنند ...

با حرارت و قدرتی که از شهدا به ارث برده ای؛ با توکل به خدا و امید به آینده ای که مدیون خون شهدایمان کرده است ایستاده ایم و هرچه که بیشتر فشار آورید، جلوتر می رویم و توانایی هایمان را بیشتر می کنیم، به خیال خودتان ضربه وارد کرده اید !

مبارزه تان به جایی نرسیده و نمیرسد و نخواهد رسید؛ چرا که استادمان فرموده اند:

"مبارزه با یک ملت بصیر، ملت صبور، ملت آگاه، ملتی که جوانانش متکی به خدا  و پایدار در این راهند به جایی نمی رسد، آن ها شکست می خورند اما ملت ایران پیروز خواهد شد."(2)

پاورقی:

1390/3/7.1

1390/8/11.2

چهارشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۰

می خواهم جوانی کنم ...!

می خواهم جوانی کنم ...!

جوانی و شور و شوق و نشاط؛

جوانی و آرمان ها و ایده آل ها؛

جوانی و امید به آینده و طلب قله ها؛

جوانی و ...

 

جوانم؛ مظهر همت و آرمانگرایی؛

در راه آرمان ها و ایده آل هایم محافظه کار نیستم و آن ها را با اصول فکری دنبال می کنم ...

تا همین حالا که تا نیمه ی راه آمده ام  با هزاران چاه و چاله دست و پنجه نرم کرده ام، پای روحم زخم های زیادی دیده که برخی هنوز اعماق وجودم را می سوزاند ...

صداقت و راستیم را محکم چسبیده ام و نمی گذارم کسی پاکی وجود و صداقت افکارم را به بازی بگیرد.

همه باید بفهمند عزت و اقتدارِ «جوانِ مسلمانِ ایرانی» را ...

همه باید بفهمند که محال است بپذیرم آن نامطلوب هایِ مطلوبِ آن ها را ...

چشمانم باز است، پشت پرده های ساده لوح فریبانه را می بینم و باطنش را میخوانم ...

و برای حمایت از آرمانهایم چون کوهی قرص و پابرجا ایستاده ام ...

بدخواهان بدانند، تهدید و تحریم و اقسام دیگر تو طئه و دشمنیشان، تنها و تنها لایق کوته فکری چون خودشان است، چه ساده لو حانه می اندیشند ...!

بدانندکه هر اندازه سنگ بیاندازند، نیمه ی باقیمانده راهم را خواهم پیمود و به قله ی آرمانهایم خواهم رسید ...

آنقدر استقامت میکنم و با خدایم ارتباط برقرار میکنم که کنار کشيدنشان رسوای جهانشان کند ...

چرا که استادم می گویند:

« اولا خداي متعال شما را مدد مي کند، کارها دست خدا است. نقش معنويت را دست کم نبايد گرفت. با توجه به خدا و تقرب به خدا، با توسل به دامان قدس الهي و ذيل عنايت الهي مي توان خيلي کارهاي دشوار را انجام داد. شماها جوانيد، دلهاي شما پاک، نوراني، بي تعلق، بي آلايش؛ مثل يک آئينه روشن، بلافاصله نور را منعکس مي کند، آلوده نشده ايد، اين را قدر بدانيد(1)


خدایا! یاریم کن تا از جوانیم به بهترین نحو بهره ببرم ...


پاورقی:

1. از بیانات مقام معظم رهبری

جمعه ۶ آبان ۱۳۹۰

اینجا ایران است صدای یک نسل سومی ...

بسم الله الرحمن الرحیم

اینجا ایران است ...

صدای یک نسل سومی ...

!شهیدان سلام

این من هستم، خونخواه شما

این من هستم، عاشقِ "لبیک یا حسین(علیه السلام)" تان

این من هستم، والهِ قلبهای عاشقتان که معشوق را در زلال آن می دیدید ...

نمازم را به شما اقتدا می کنم ...

گرد و غبار غفلت اهالی دنیا را از روی جای پایتان می زدایم ، قدم هایم را استوار بر می دارم و در جای قدم های استوارتان می گذارم که من همان شما هستم ...

من فاصله ی زمانی را نمی شناسم چون شما را شناخته ام ...

 آهنگ حرکت کرده ام، بند پوتین هایم را محکم بسته ام، بارها با خود و همسنگرانم پاسخ "هل من ناصر ینصرنی" را تکرار کرده ایم...

ای شهیدان!

من، شما را، راهتان را ...

من ، حسین (علیه السلام) را دوست دارم...

لباس رزم برتن و سلاح در دست، منتظرم ...

منتظرم که این بار که ندای "هل من ناصرینصرنی" گوش آفاق را می درد عاشقانه اجابتش کنم ؛ درست مانند شما ...

من دانستم که "احیاء عند ربهم یرزقون" هستید ...

من درک میکنم یاریتان را ...

همرزمتان یقین دارد که در راهش به هر بن بستی که برخورَد خون شما راه را برایش می گشاید

دوان دوان به سویتان می آیم، می آیم که از خیل یاوران صاحب الزمان جا نمانم ...

شما را به حق صاحبمان قسم می دهم:

منتظرم بمانید که من در راهم ...

و این من هستم که می گویم :

نابود بادا هر آن که نمی تواند بشنود صدای فرزندان صالح اسلام را ...

جمعه ۱ مهر ۱۳۹۰

قلبِ من حاضر شو ...!

بسم الله الرحمن الرحیم


وضوی حضور می سازم ...

قلبِ من حاضر شو!

حاضر شو به دیدار معشوق می شتابیم...

حاضر شو که اگر تو حاضرشوی، اعضا و جوارحم نیز حاضر می شوند؛ حاضر شو و عنانشان را به دست گیر که چند رَبّی(1) عنان گسیخته شان کرده است ...

می خواهم پر بگشایم، خدای من گفته بنده ی من حق دارد هر چه را می خواهد از من بخواهد(2) ...

"بسم الله الرحمن الرحیم"

خدایا! با نام تو آغاز می کنم، برای تو آغاز می کنم، در راه تو آغاز می کنم ...

طمع کرده ام از باب لطفت، کارهایم را به آخر می رسانی  و در همه حالم پر برکت می گردانی...!!!

یاالله !!!!!چه ارباب بنده نوازی ...!!!

می گویم:

"الحمدلله رب العالمین"

خدایا! ستایشت می کنم، می دانم که نعمتهایم همه از سوی توست...

رب العالمینی ات ، بلاهای دنیا و آخرتم را دفع می کند ، نعمت های آخرتم را بر نِعَمِ دنیایم می افزاید ...

"الرحمن الرحیم"

همچنان می خوانمت و گواهی می دهم به رحمانیت و رحیمیت ات، که جهان را بر پایه ی آن"خالق" گشتی؛  

باز هم بنده نوازیت شرمنده ام می سازد:

بهره ام را از رحمتت و سهمم از عطایت را فراوان می سازی ...

چه بگویم ارباب من ...!

"مالک یوم الدین"

بهترین جواب تشکر ...

حاکمیت و مالکیت روز جزا از آن توست ...

در روز حساب، حسابم را آسان می کنی، حسناتم را می پذیری و از سیئاتم در می گذری ...

"إیاکَ نعبُد"

بنده ات تنها تو را می پرستد، خدای من!

ثوابی می دهی که مخالفین این کار به حالم غبطه خورند ...

"إیاکَ نَستعین"

از تو یاری جُسته و به تو پناه می آورم ؛

کمکم می کنی در کارهایم، در سختی ها به فریادم می رسی و در روز پریشانی دستم را می گیری ...

"إهدِنا الصراط المستقیم صراط الذین أنعمتَ علیهم غیرِ المغضوبِ علیهم و لا الضّالّین"

این تقاضایم را نیز می پذیری، هر چه از تو می خواهم اجابتم می کنی، امیدم را به من می بخشی و مرا از بیمم ایمن می سازی

ای دل ناسپاس!

کجا را بهتر از حریم یار می یابی به هنگام نمازم؟؟؟!!!!

و من باز هم می خوانمت که ببخشی ...

 و چرا چنین خدایِ بخشنده یِ بنده نوازِ رحمان و رحیم را برای خودش نخوانم؟!!

همان خودِ مالکِ همه ی عطاهای داده و نداده اش ...

پاورقی:

1.اشاره به این روایت که خداوند می فرماید :وقتی بنده ام به نماز می ایستد، آنگونه به حرفهایش گوش میدهم که گویی همین یک بنده را دارم ولی او آنگونه با من سخن می گوید که گویی صدها خدا دارد.

2.قسمت های برجسته شده، برگرفته از روایتیست از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در مورد سوره حمد

پنجشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۰

برای ظهور به شما احتیاج داریم...

fاللهم عجل فرج مولانا صاحب العصر و الزمان 

دوشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۰